فريدون بن احمد سپهسالار

333

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

دشمنان امپراطورى روم بوده و سرانجام پسرش بوى خيانت كرده و بدين‌وسيله روميان او را از پاى درآورده‌اند . در سيزده سالگى كه بجاى پدر به پادشاهى نشسته از ترس بدخواهان و فتنه‌جويان گوشه‌نشين شده و در آن حال رياضت‌هاى عجيب كشيده از آن جمله بتدريج مزاج خود را بزهر عادت مىداده و هر روز قدرى بيشتر مىخورده است كه ديگر در تن او اثر نكند و به همين جهة در پيرى هنگامى كه همه درى به روى او بسته شده بود هرچه زهر خورد برو كارگر نشد و سرانجام ناگزير شد يكى از سربازانش را وادارد كه وى را بكشد . در نتيجهء اين آزمايشها وى مرد دانشمندى شده و مخصوصا در پزشكى و شناسايى زهرها و پازهرهاى معمول آن زمان دست داشته و اين پازهر مخصوص را ساخته است كه بمناسبت نام او در زبان‌هاى اروپايى به « ميتريدات » و در زبان تازى به « مثروديطوس » معروف شده است .